شاید خیلی ما انسان ها وقتی کوچک بودیم زمانی که از ما می پرسیدن دوست داری چکاره بشی همه ما می گفتیم دکتر یا مهندس یا معلم و یا پرستار و غیره و این ذهنیت در ما ایجاد شده بود که این ها شغل هایی خوبی هستند و می تونه آینده ما رو تضمین کند.
و واقعا شاید همین طور باشه چون دارای پرستیژ خاصی هستند و اجتماعی تر هستند.من هم زمانی که کوچک بودم همین طور فکر میکردم مثل خیلی از بچه های هم سن سال خودم و این خیلی خوب برای من بود.ولی وقتی بزرگ شدم فهمیدم که موفقیت در نوع شغلی که ما می تونیم داشته باشیم نیست بلکه موفقیت اینطوری می تونه باشه که ما در راهی قدم بگذاریم که بتونیم اون رو دنبال کنیم با توجه به استعدادها و توانایی هایی که خدا به ما داده.
و در جامعه ایی که ما زندگی می کنیم متاسفانه این طوری نیست و طوری است که خیلی ها بدنبال آرزوهاشون نمیرن و نمی تونند استعدادهای درونی خودشون رو کشف کنند.و زمانی متوجه می شوند که دیر شده و یک سوم از عمر مفید آنها طی شده و بهترین زمانی که میشد کار وتلاش کرد تا به آمال و آرزوهای درونی خود برسند.و این باعث می شه که سرخورده شوند و در جامعه وقتی که می پرسند شما چکاره هستی ؟ با حالتی مایوس کننده درباره شغلشون جواب می دهند.
حالا حالا ها کار داره که فرهنگ همه ی شغل ها در کشور ما جا بیفته و فقط ما نباید به کسانی که تحصیل کردند به چشم برترین افراد نگاه کنیم و یا کسانی که پول دارند به چشم احترام نگاه کنیم و بیاییم هر شغلی که داریم با افتخار سربلند کنیم و بگیم من این کاره هستم و از شغل خودمون و توانایی هامون و مزیت های آن برای دوستانمون بگیم و آنها رو بیشتر با کارهایی که میکنیم آشنا کنیم.
من خودم چند تا علاقمندی خوب دارم که می تونه شغل آینده من رو بسازه و ممکن یکیشون خیلی اجتماعی نباشه و یکیشون خیلی اجتماعی باشه .مهم این است که ما براساس توانایی هامون تصمیم بگیریم و انتخاب درستی برای آینده مون بکنیم.حالا ممکن است کاری که می کنیم پول ساز نیست بلکه خدمت بیشتر به بشریت است و یا ممکن کاری که انجام بدهیم پولساز باشه و کمتر به بشریت خدمت کند.مهم این است که ما انتخاب کنیم.
در پست های آینده بیشتر با اندیشه های من آشنا خواهید شد. و سعی میکنم فعلا به صورت عمومی پست بنویسم و در آینده نزدیک درباره مقالات تخصصی بحث می کنم.
و واقعا شاید همین طور باشه چون دارای پرستیژ خاصی هستند و اجتماعی تر هستند.من هم زمانی که کوچک بودم همین طور فکر میکردم مثل خیلی از بچه های هم سن سال خودم و این خیلی خوب برای من بود.ولی وقتی بزرگ شدم فهمیدم که موفقیت در نوع شغلی که ما می تونیم داشته باشیم نیست بلکه موفقیت اینطوری می تونه باشه که ما در راهی قدم بگذاریم که بتونیم اون رو دنبال کنیم با توجه به استعدادها و توانایی هایی که خدا به ما داده.
و در جامعه ایی که ما زندگی می کنیم متاسفانه این طوری نیست و طوری است که خیلی ها بدنبال آرزوهاشون نمیرن و نمی تونند استعدادهای درونی خودشون رو کشف کنند.و زمانی متوجه می شوند که دیر شده و یک سوم از عمر مفید آنها طی شده و بهترین زمانی که میشد کار وتلاش کرد تا به آمال و آرزوهای درونی خود برسند.و این باعث می شه که سرخورده شوند و در جامعه وقتی که می پرسند شما چکاره هستی ؟ با حالتی مایوس کننده درباره شغلشون جواب می دهند.
حالا حالا ها کار داره که فرهنگ همه ی شغل ها در کشور ما جا بیفته و فقط ما نباید به کسانی که تحصیل کردند به چشم برترین افراد نگاه کنیم و یا کسانی که پول دارند به چشم احترام نگاه کنیم و بیاییم هر شغلی که داریم با افتخار سربلند کنیم و بگیم من این کاره هستم و از شغل خودمون و توانایی هامون و مزیت های آن برای دوستانمون بگیم و آنها رو بیشتر با کارهایی که میکنیم آشنا کنیم.
من خودم چند تا علاقمندی خوب دارم که می تونه شغل آینده من رو بسازه و ممکن یکیشون خیلی اجتماعی نباشه و یکیشون خیلی اجتماعی باشه .مهم این است که ما براساس توانایی هامون تصمیم بگیریم و انتخاب درستی برای آینده مون بکنیم.حالا ممکن است کاری که می کنیم پول ساز نیست بلکه خدمت بیشتر به بشریت است و یا ممکن کاری که انجام بدهیم پولساز باشه و کمتر به بشریت خدمت کند.مهم این است که ما انتخاب کنیم.
در پست های آینده بیشتر با اندیشه های من آشنا خواهید شد. و سعی میکنم فعلا به صورت عمومی پست بنویسم و در آینده نزدیک درباره مقالات تخصصی بحث می کنم.

هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر